اجزای دکل حفاری

واژه نامه اصطلاحات تخصصی میدان نفتی

این مقاله نیاز به نقل قول های اضافی دارد تأیید . لطفاً بهبود این مقاله با افزودن نقل قول به منابع معتبر . اطلاعات بدون مرجع ممکن است مشکل ایجاد کرده و پاک شوند.
یافتن منابع:  “واژه نامه اصطلاحات تخصصی میدان نفتی” – اخبار  · روزنامه ها  · کتاب ها  · محقق  · JSTOR
( سپتامبر 2016 ) ( با نحوه و زمان حذف این پیام الگو آشنا شوید )

اصطلاحات میدان نفتی به اصطلاحی می اطلاق شود که توسط کسانی که در میادین داخل و مرتبط با بالادستی بخش صنعت نفت کار می شود. این شامل کلمات و عباراتی است که حرفه ها، تجهیزات و رویه های خاص این صنعت را توصیف می کند. همچنین ممکن است شامل اصطلاحات عامیانه ای باشد که توسط کارگران میدان نفتی برای توصیف آن استفاده می شود.

مثالها

  • نوک زنگی: یک لوله بزرگ شده در بالای یک پوشش که به عنوان قیف برای هدایت ابزارهای حفاری به بالای چاه .
  • خرس بزرگ: یک خرس بزرگ به یک ضربه (نگاه کنید به اتصال) گفته می شود که حداقل 50 روز متوالی دوام می آورد.
  • ساق سیاه: درزهای لوله که به پشت سرشانه می شوند.
  • فوران : آزاد شدن ناگهانی و کنترل نشده فشار زیرزمینی از چاه.
  • BOP ( Blowout Preventer ): تلفظ “BOP”، نه “bop”، یک وسیله مکانیکی است که برای کنترل و جلوگیری از فوران به سر چاه متصل می شود.

Catwalk:

  • سکوی مرتفعی که برای لغزش لوله تا کف دکل استفاده می شود.
  • دست زنجیر (همچنین موتورن): یک کارگر باتجربه که قادر به نگهداری بیشتر قسمت های دکل است. دست زنجیر وظیفه پرتاب زنجیر را برای ساختن یا شکستن پایه های لوله در حین قطع کردن لوله بر عهده دارد. آنها همچنین مسئول نگهداری موتورهای روی دکل حفاری هستند
  • خفگی: ابزاری که برای کند کردن جریان مایع یا گاز استفاده می شود.

دریچه سرد :

  • ناحیه ای از کف اقیانوس که در آن تراوش سولفید هیدروژن، متان و سایر مایعات غنی از هیدروکربن، اغلب به شکل یک حوضچه آب نمک . یک بیوم از چندین بومی می کند. معمولاً “نشت سرد”
  • نمونه هسته : یک بخش استوانه ای از یک محیط طبیعی که به اندازه کافی برای نگه داشتن ساختار لایه ای سازگار است. بیشتر هسته‌ها از طریق حفاری در محیط، به عنوان مثال، رسوب یا سنگ، با یک لوله فولادی توخالی به نام هسته‌گیر به دست می‌آیند.
  • مغزه گیری: روشی که در آن مقدار کمی از نمونه سنگ از یک چاه نفت به سطح استخراج می شود تا اطلاعات ارزشمندی در طول فرآیند حفاری در مورد سنگ در چاه ارائه شود. [1]
  • CSG (گاز درز زغال سنگ) یا CBM ( متان بستر زغال سنگ ): متانی که در شکاف بین مولکول های زغال سنگ تشکیل می شود. [2] (با csg اشتباه نشود، مخفف چاه کاسینگ)
  • Dog-House: اتاقی در طبقه مته با جعبه دانش و کاغذهای مته و ابزار. صندلی سایبری Driller در سکوهای نسل بعدی اینجاست.
  • پای سگ: انحراف شدید در زاویه سوراخ چاه.
  • دریکمن: سومین فرمانده بعد از مته و کمک حفاری. انتهای بالایی رشته مته را در سفرهای رفت و برگشت کنترل می کند.
  • دوپ: روان کننده غلیظی است که در اتصالات لوله استفاده می شود.
  • رشته حفاری : ستون یا رشته‌ای از لوله که سیال حفاری (از طریق پمپ‌های گل) و گشتاور (از درایو کلی یا درایو بالا ) را به مته منتقل می‌کند.

حفاری:

  • سرپرست خدمه در یک دکل ، که در زیر ابزار فشار دهنده کار می کند.
  • آسانسور: مکانیزم لولایی که در اطراف لوله حفاری یا سایر اجزای لوله‌ای بسته می‌شود تا پایین آمدن یا بلند کردن آنها از سوراخ چاه را تسهیل کند .

انگشت:

  • یک انگشت فردی است که آنقدر در میدان بوده است که دیگر کرم نباشد اما آنقدر باهوش نیست که به عنوان دست در نظر گرفته شود. یعنی انگشت مته، Frac Finger.
  • ماهی: بقایایی که هنوز در سوراخ یک رشته مته شکسته یا هر جسمی که ناخواسته به پایین چاه افتاده است. ماهیگیری عمل استفاده از ابزارهای تخصصی برای بازیابی ماهی است.
  • Floorhand: کارگر مسئول نگهداری کلی دکل.
  • فرک هیت: ضربه فرک شکلی از ارتباط بین چاهی است که در آن شکستگی هیدرولیکی در یک چاه جدید، سیالات فشار بالا را از طریق یک مخزن زیرسطحی مشترک با افست (چاه‌های تولیدکننده نزدیک) وارد می‌کند، که یک نوک فشار ایجاد می‌کند که می‌تواند به چاه‌های آفست آسیب برساند و کارایی تولید را تحت تأثیر قرار دهد. .
  • Frac job: اصطلاح عامیانه برای شکستگی هیدرولیکی، فرآیندی که در آن یک چاه نفت یا گاز با پمپاژ سیالات ویژه به مخزن تحریک می شود و سازند را می شکند.

اجزای دکل حفاری

نقطه آزاد:

  • بالاترین نقطه ای که لوله مته در آن “آزاد” است یا گیر نکرده است. ابزارهای نقطه آزاد برای اندازه‌گیری گشتاور و کشش در لوله‌ها، محفظه‌ها و لوله‌های مته و نشان‌دهنده دقیق لوله آزاد طراحی شده‌اند. یک روش رایج که شامل استقرار یک دستگاه سیمی برای تخمین عمقی است که رشته لوله در آن گیر کرده است. سپس لوله جدا می شود و تمام لوله ای که گیر نکرده است از سوراخ بیرون کشیده می شود. سپس از ابزارهای ماهیگیری برای بازیابی لوله گیر کرده استفاده می شود.
  • جرونیمو: وسیله‌ای برای فرار که توسط دریک‌دار برای پایین آمدن از سکوی کارش در مواقع اضطراری (مانند آتش‌سوزی یا انفجار. ) استفاده می‌شود.
  • Ginzel: اصطلاح عامیانه برای کارگری با پایین ترین رتبه، اغلب یک تازه کار بدون هیچ تجربه ای در میدان نفتی.
  • آویز: به چندین ابزار مختلف اشاره دارد. مجموعه آویز محفظه سر چاه است که در هنگام پایین آمدن آن به داخل چاه، از رشته پوشش پشتیبانی می کند. آویز آستری برای آویزان کردن آسترهای پوششی (رشته های پوششی که به سطح نمی رسند) از دیواره داخلی رشته پوشش قبلی استفاده می شود. ابزار آویز ابزاری است که بر روی آن گیج های پایین چاه یا وسایلی که قرار است به طور موقت در چاه رها شوند وصل می شوند. به آویز لوله بالاترین محل اتصال لوله در دهانه چاه متصل می شود تا از رشته لوله پشتیبانی کند.
  • هچ: کارمندان ریگ به دوره کاری خود به عنوان یک مشکل اشاره می کنند. یک مشکل معمولی 20 روز و به دنبال آن 10 روز تعطیل است. به طور معمول، دو خدمه حضور خواهند داشت و هر خدمه یک هفته از ساعت 7 صبح تا 7 بعد از ظهر و هفته بعد از 7 بعد از ظهر تا 7 صبح کار می کنند. یا، خدمه ممکن است دو هفته کامل از ساعت 7 صبح تا 7 بعد از ظهر انجام دهند و پس از بازگشت پس از 10 روز مرخصی، دو هفته بعد از 7 بعدازظهر تا 7 صبح کار کنند (خدمه دکل سوم در 10 روز تعطیلی خود هستند). برخی از دکل ها ممکن است چهار خدمه کار کنند. این خدمه معمولاً 28 روز کار می کنند و به دنبال آن 28 روز تعطیل و دوازده ساعت شیفت هستند.
  • نمودار هورنر : نمودار نیمه لگاریتمی که در طی تحلیل افزایش فشار تولید می شود. [4]
  • چاه هوشمند: یک چاه نفت یا گاز مجهز به تجهیزات نظارتی و تکمیل که امکان بهینه سازی خودکار یا از راه دور تولید را فراهم می کند.
  • مفصل: طول لوله.
  • کلی: یک لوله مربع یا شش ضلعی (به طول تقریبی 40 فوت) که برای چرخاندن رشته مته در حین سوراخ کردن استفاده می شود.
  • ضربه: نفوذ سیال تحت فشار به داخل چاه که باعث جابجایی سیال حفاری می شود. این می تواند پیش درآمد یک انفجار باشد.
  • شروع: انحراف برنامه ریزی شده از عمودی که در پایین سوراخ چاه اجرا می شود.
  • کشتن: عمل متوقف کردن جریان چاه.
  • استخر ماه : فضایی در زیر کف حفاری یک دکل دریایی که به روی آب زیرین باز است.
  • موتورمن: مسئول نگهداری از تمام تجهیزات روی دکل برای اطمینان از عملکرد روان و حداقل زمان خرابی است.
  • سوراخ ماوس: سوراخی در کف دکل حفاری که برای نگه داشتن اتصال بعدی لوله برای اضافه شدن به رشته حفاری استفاده می شود.
  • گل: اصطلاح عامیانه برای سیال حفاری . یک “مرد گلی” تکنسین سیالات حفاری است که مسئول فرموله کردن گل است، در حالی که یک “لجنگیر” برش های گل را از مته بررسی می کند تا آثار سنگ یا نفت و گاز را که تصویری از شرایط گودال را ارائه می دهد، بررسی کند.
  • تست فشار منفی: آزمایشی که برای تعیین یکپارچگی چاه ها انجام می شود. قبل از ادامه مسیر به سایت های دیگر توسط دکل های اکتشافی انجام می شود. یک تست خوب تستی است که از 0 psi شروع شود، با psi 0 کار کند و در psi 0 به پایان برسد. هر آزمونی که با 0 شروع و به پایان نرسد، آزمون بد محسوب می شود.
  • نوک پستان: طول لوله کوتاه است.
  • نوک پستان: عمل نصب سر چاه و/یا BOP
  • پرداخت: مخزن یا قسمتی از یک مخزن حاوی هیدروکربن است که می تواند از نظر اقتصادی تولید شود، یعنی قادر به «پرداخت» درآمد باشد. همچنین به عنوان “شن پرداخت” یا “منطقه پرداخت” نامیده می شود.
  • بازی نفتی (یا «بازی»): گروهی از چشم انداز نفت که توسط مجموعه ای از شرایط زمین شناسی یکسان کنترل می شوند.
  • خوک : دستگاهی که برای تمیز کردن در خط لوله قرار می گیرد. عمل استفاده از خوک را پیگینگ می نامند.
  • پیستون : هسته‌گیر پیستون پیشرفته، سیستم‌های لوله هسته توسعه یافته [ توضیحات لازم ]
  • نمونه بردار هسته فشار : ابزاری است که برای بازیابی رسوبی نمونه هسته در حالی که فشار را در عمق حفظ می کند طراحی شده است. [5]
  • مارتین-دکر را پشت سر بگذارید: کشش شدید را روی لوله گیر کرده اعمال کنید، به حدی که سوزن اشاره گر فراتر از لوگوی سازنده محبوب نشانگرهای وزن، مارتین-دکر، بچرخد. [6]
  • پمپ کننده: کارگری که وظیفه اش نظارت و نگهداری چاه های فعال نفت و گاز است.
  • سوراخ موش: سوراخی در کف دکل حفاری که برای نگهداری کیل و چرخش استفاده می شود.
  • راف نک : عضوی از خدمه حفاری کف دکل نفتی.
  • مسیر فرعی: انحراف برنامه ریزی شده از قسمتی که قبلا حفر شده از چاه حفر شده است. (شاخه سیمان سایدتراک، ویپس استاک، کناره سوراخ باز)
  • لغزشی: در حفاری جهت دار ، از لغزش برای توصیف فاصله حفاری استفاده می شود که در آن حفاری چرخشی (یعنی چرخاندن کل رشته مته) متوقف می شود و یک موتور گل برای به حرکت درآوردن مته و ارائه کنترل جهت دار استفاده می شود. از آنجا که لغزش به طور قابل توجهی سرعت نفوذ را کاهش می دهد، سایش بیت را افزایش می دهد و پیچ خوردگی را افزایش می دهد، معمولاً به حفاری بخش های جانبی یک چاه افقی محدود می شود.
  • لغزان: ابزاری که برای نگه داشتن وزن رشته مته استفاده می شود.
  • تاریخ اسپاود: هنگام حفر چاه جدید، تاریخ اسپاد روزی است که حفاری اصلی شروع به حفاری می کند. برای حفاری در خشکی، پس از آماده شدن محل چاه و حفر یک سوراخ سطحی بزرگتر و حفاری در محفظه در آماده سازی برای مته اصلی استفاده می شود.
  • نمک فرعی: به منابع نفتی که در زیر لایه نمک قرار دارند . [7]
  • Toolhand: به نماینده خدمات شخص ثالث ( ارائه‌دهنده خدمات پایین ) یا ناظر خدمات صحرایی با “ابزار” اشاره می‌کند که باید در چاه اجرا و راه‌اندازی شود.
  • Toolusher : رئیس یک دکل حفاری که زیر نظر سرپرست حفاری کار می کند یا شرکتی که دکل با آن قرارداد دارد.
  • تور: «برج» به تغییر وظیفه کارگر اشاره دارد. یک خدمه حفاری معمولاً هر روز از کار خود یک تور 12 ساعته انجام می دهند.
  • درمانگر: سرپرست سرپرست یک خدمه شکستگی هیدرولیک. اجرای عملیات در محل را همراه با بازخورد سایر ناظران، اپراتورهای تجهیزات، مهندسین میدان و مشتریان هدایت می کند.
  • پیچ و تاب: عملی که بدون اطلاع قبلی و بدون دلیل موجه از کار خود کنار می‌روید.
  • درب V: دهانه ای در سطح کف در یک طرف دریچه . برای جابجایی در تجهیزات و ابزارهایی مانند پوشش و لوله مته استفاده می شود. [8]
  • انتقال آب: عمل انتقال آب از یک مکان به مکان دیگر یا برای پشتیبانی از حفاری و فعالیت های تکمیلی در زمان ساخت چاه یا برای حذف جریان برگشت و آب تولید شده پس از ساخته شدن چاه و شروع به جریان برگشت نفت و گاز.
  • چاه نگاری: تمرین ثبت دقیق (لاگ چاه) سازندهای زمین شناسی نفوذ شده توسط گمانه. همچنین به عنوان سیاهه برداری گمانه شناخته می شود. ورود به سیستم سیمی عمل اندازه گیری خواص سازند با استفاده از ابزارهای برقی برای استنباط خواص و تصمیم گیری در مورد عملیات حفاری و تولید است.
  • کرم: کارگر بی تجربه میدان نفتی که هنوز «دست» نیست.

 

 

 

 

گزارش حفاری روزانه
n: رکوردی که هر روز از عملیات روی یک دکل حفاری کار می‌کند و به طور سنتی هر روز صبح با تلفن، فکس، ایمیل یا رادیو به دفتر شرکت حفاری و احتمالاً اپراتور ارسال می‌شود.

میراگر

n: دستگاه هوا یا گاز بی اثر که نوسانات فشار را در خط خروجی پمپ گل به حداقل می رساند. گاهی اوقات به آن دمپنر سرج نیز می گویند.

تور نور روز
(تلفظ “برج”) n: در مناطقی که سه تور هشت ساعته کار می شود، تغییر وظیفه در یک دکل حفاری که در روز یا نزدیک به روز شروع می شود. مقایسه تور عصرانه، تور صبحگاهی (قبرستان).

تور یک روزه
(تلفظ “برج”) n: در مناطقی که دو تور 12 ساعته کار می شود، یک دوره 12 ساعته، معمولاً در طول روز، توسط یک حفاری یا خدمه کارگری که تجهیزات به صورت شبانه روزی کار می کنند، انجام می شود.

ضرب الاجل
n: خط حفاری از شیار بلوک تاج تا لنگر، به این دلیل که حرکت نمی کند نامیده می شود. خط سریع را مقایسه کنید

لنگر مهلت
n: لنگر بند پایانی مهلت را ببینید.

طاقچه مهلت

n: قرقره روی بلوک تاج که مهلت آن درج شده است.

مهلت لنگر کراوات
n: دستگاهی که سررسید به آن وصل شده است که به طور ایمن به زیرسازی دکل یا دکل بسته شده است. همچنین لنگر مهلت نامیده می شود.

عرشه
ن: (دریانوردی) کف.

گاز زدا
n: تجهیزاتی که برای حذف گازهای ناخواسته از مایع به ویژه سیال حفاری استفاده می شود.

تراکم
n: جرم یا وزن یک ماده در واحد حجم. به عنوان مثال، چگالی گل حفاری ممکن است 10 پوند در هر گالن، 74.8 پوند بر فوت مکعب، یا 1198.2 کیلوگرم بر متر مکعب باشد. وزن مخصوص، چگالی نسبی و گرانش API واحدهای دیگر چگالی هستند.

ثبت چگالی
n: ثبت رادیواکتیویته ویژه برای بررسی سوراخ باز که به تغییرات وزن مخصوص سازندها پاسخ می دهد. این یک سیاهه تماس است (یعنی ابزار ورود به سیستم در مقابل دیوار سوراخ نگه داشته می شود). نوترون ساطع می کند و سپس تابش گامای ثانویه را که به آشکارساز در دستگاه پراکنده می شود اندازه گیری می کند. لاگ چگالی یک دستگاه اندازه گیری تخلخل عالی است، به ویژه برای ماسه های شیلی. برخی از نام‌های تجاری Formation Density Log، Gamma-Gamma Density Log و Densilog هستند.

دریک

n: یک سازه باربر بزرگ، معمولاً از ساختار پیچ و مهره ای. در حفاری، دریک استاندارد دارای چهار پایه است که در گوشه های زیرسازی ایستاده و تا بلوک تاج می رسد. زیرسازی مجموعه‌ای از تیرهای سنگین است که برای بالا بردن سطح زمین و فراهم کردن فضایی برای نصب محافظ‌های فوران، سرپوش‌ها و غیره استفاده می‌شود.

کف دریک
ن: کف دکل نیز نامیده می شود.

دریکهند
n: عضوی از خدمه که انتهای بالایی رشته مته را در حین بالا بردن یا پایین آوردن آن از سوراخ کنترل می کند. در یک دکل حفاری، او ممکن است مسئول ماشین‌های گردشی و تهویه‌کردن مایع حفاری یا کاری باشد.

دریکمن
ن: دریکهند را ببینید.

باز کردن از پیچ
n: دستگاه گریز از مرکز برای حذف شن و ماسه از سیال حفاری برای جلوگیری از سایش پمپ ها. ممکن است به صورت مکانیکی یا توسط یک جریان سریع سیال در داخل یک ظرف مخروطی شکل خاص عمل کند که در این صورت گاهی اوقات هیدروسیکلون نامیده می شود.

دسیلتر
n: یک دستگاه گریز از مرکز، شبیه به سنگ زدایی که برای حذف ذرات بسیار ریز یا سیلت از سیال حفاری به منظور کاهش میزان جامدات در سیال استفاده می شود.

بیت الماس
n: مته ای که در سطح برش آن، الماس های کوچک صنعتی تعبیه شده است.

می میرد
n: ابزاری که برای شکل دادن، شکل دادن یا تکمیل ابزارها یا قطعات فلزی دیگر استفاده می شود. به عنوان مثال، از قالب رزوه‌ای برای برش رزوه‌ها روی لوله استفاده می‌شود.

درج
n: یک قطعه دندانه دار، فولادی سخت که در فک های انبر قرار می گیرد و بدنه لوله مته، یقه های مته یا محفظه را در حالی که انبر در حال تشکیل یا شکستن لوله است، محکم می گیرد.

قدرت دیزل الکتریک
n: نیرویی که توسط موتورهای دیزلی که ژنراتورهای الکتریکی را هدایت می کنند به دکل حفاری تامین می شود.

موتور دیزل
n: یک موتور احتراق داخلی با تراکم بالا که به طور گسترده برای تامین انرژی دکل های حفاری استفاده می شود. در یک موتور دیزل، هوا به داخل سیلندرها کشیده شده و تا فشارهای بسیار بالا فشرده می شود. احتراق زمانی رخ می دهد که سوخت به هوای فشرده و گرم تزریق می شود. احتراق در داخل سیلندر بالای پیستون صورت می گیرد و انبساط محصولات احتراق باعث انتقال قدرت به پیستون می شود.

سوخت دیزلی
n: مخلوط هیدروکربنی سبک برای موتورهای دیزلی. محدوده جوش آن درست بالاتر از نفت سفید است.

گزارش دیپمتر
n: بررسی دیپمتر را ببینید.

بررسی دیپمتر
n: روش نقشه برداری چاه نفت که جهت و زاویه شیب تشکیل را نسبت به گمانه تعیین می کند. داده هایی را ثبت می کند که امکان محاسبه میزان و جهت شیب سازند را نسبت به محور سوراخ فراهم می کند و بنابراین اطلاعاتی در مورد ساختار زمین شناسی سازند ارائه می دهد. دیپمتر log یا dip log نیز نامیده می شود.

حفاری جهت دار
n: 1. انحراف عمدی چاه از قائم. اگرچه سوراخ‌های چاه معمولاً به‌صورت عمودی حفر می‌شوند، گاهی اوقات حفاری با زاویه از عمودی ضروری یا مفید است. حفاری جهت دار کنترل شده دسترسی به مناطق زیرسطحی را که به صورت جانبی از نقطه ای که بیت وارد زمین می شود، ممکن می سازد.

سوراخ جهت دار
n: چاهی که عمداً در زاویه ای از عمود حفر شده است. حفاری جهت دار را ببینید.

سیال جابجایی
n: در سیمان کاری چاه، سیالی که معمولاً گل حفاری یا آب نمک است، که پس از پمپاژ سیمان به داخل چاه پمپ می شود تا سیمان را از محفظه خارج کرده و به داخل حلقۀ آنولوس خارج کند.

گاز محلول
n: گاز طبیعی که در محلول با نفت خام در مخزن است.

درایو گاز محلول
n: منبع انرژی مخزن طبیعی که در آن گاز محلول خارج شده از نفت منبسط می شود تا نفت را به داخل چاه وادار کند. درایو گاز محلول نیز نامیده می شود. مکانیسم محرک مخزن را ببینید.

سگ خانه
n: محفظه کوچکی در کف دکل که به عنوان دفتر و/یا انبار اجسام کوچک استفاده می شود. همچنین، هر ساختمان کوچکی که به عنوان دفتر یا انبار استفاده می شود.

سگ سگ
n: 1. تغییر جهت ناگهانی در سوراخ چاه که اغلب منجر به تشکیل یک صندلی کلید می شود. 2. خم شدن تیز که به طور دائم در جسمی مانند لوله، طناب سیمی یا بند سیم قرار می گیرد.

دو برابر
n: طول لوله مته، محفظه یا لوله متشکل از دو اتصال پیچ شده به هم.

پایین چاله
adj, adv: مربوط به چاه.

موتور پایین چاله
n: ابزار حفاری که در رشته مته درست بالای سر مته ساخته شده است. این باعث می شود که بیت بچرخد در حالی که رشته مته ثابت می ماند. اغلب به عنوان یک ابزار انحراف در حفاری جهت دار استفاده می شود، جایی که بین بیت و یک زیر خم شده ساخته می شود (یا گاهی اوقات، محفظه خود موتور خم می شود). دو نوع اصلی از موتورهای پایین چاه موتور با جابجایی مثبت و موتور توربین پایین چاه هستند.

نقاشی ها
n: مکانیسم بالابر روی دکل حفاری. این در اصل یک وینچ بزرگ است که از خط حفاری خارج می شود یا به داخل می رود و در نتیجه ساقه و مته را پایین یا بالا می برد.

ترمز کششی
n: ترمز مکانیکی روی کشوها که می تواند باعث کند شدن یا جلوگیری از حرکت درام کشش شود.

درام نقاشی
n: استوانه قرقره ای شکل در کشوها که دور آن خط حفاری پیچیده یا قرقره شده است.

مته
v: ایجاد سوراخ در زمین، معمولاً برای یافتن و حذف سیالات تشکیل‌دهنده زیرسطحی مانند نفت و گاز.

قابل حفاری
adj: مربوط به بسته‌بندان و سایر ابزارهایی است که در چاه باقی مانده‌اند تا بعداً توسط مته شکسته شوند. تجهیزات حفاری از چدن، آلومینیوم، پلاستیک یا سایر مواد نرم و شکننده ساخته شده اند.

بسته بندی حفاری
n: یک بسته بندی دائمی که فقط با سوراخ کردن آن قابل جداسازی است.

تمرین پیش رو
v: ادامه عملیات حفاری.

مته
n: عنصر برش یا حفاری مورد استفاده در حفاری چاه های نفت و گاز. بیشتر بیت هایی که در حفاری چرخشی استفاده می شوند، بیت های غلتکی مخروطی هستند. بیت از عناصر برش و عنصر گردش تشکیل شده است. عنصر گردشی اجازه عبور سیال حفاری را می دهد و از نیروی هیدرولیکی جریان سیال برای بهبود نرخ حفاری استفاده می کند.

یقه های مته
n: لوله ای سنگین با دیواره ضخیم، معمولاً فولادی، که بین لوله مته و مته در ساقه مته استفاده می شود، برای سفت کردن مجموعه حفاری و وزنه بر روی مته استفاده می شود تا مته بتواند مته کند.

زیر یقه مته
n: زیری که بین رشته مته و یقه های مته ساخته شده است که برای اطمینان از اتصال صحیح لوله مته و یقه استفاده می شود.

حفاری
n: کارمندی که معمولاً مسئول یک خدمه حفاری خاص (تور) است. وظیفه اصلی حفاری، بهره برداری از تجهیزات حفاری و بالابر است، اما این شخص ممکن است مسئولیت وضعیت چاه چاه، عملکرد ابزارهای چاه و اندازه گیری لوله را نیز بر عهده داشته باشد.

موقعیت حفاری
n: ناحیه ای که بلافاصله کنسول حفاری را احاطه کرده است.

کف مته
n: که به آن کف دکل یا کف دکل نیز می گویند. کف دکل را ببینید.

سوراخ کن
v: برای نفوذ به سازند تولیدی پس از گیرش و سیمان شدن پوشش در بالای ناحیه پرداخت.

قرارداد حفاری
n: توافقی که بین یک شرکت حفاری و یک شرکت بهره برداری برای حفر چاه منعقد شده است. به طور کلی تعهدات هر یک از طرفین، غرامت، شناسایی، روش حفاری، عمق حفاری و غیره را مشخص می کند.

خدمه حفاری
n: یک حفاری، یک دریکهند، و دو یا چند کمکی که هر روز یک حفاری یا دکل کاری را به کار می‌برند.

موتور حفاری
n: یک موتور احتراق داخلی که برای تامین انرژی یک دکل حفاری استفاده می شود. این موتورها روی دکل های چرخشی استفاده می شوند و معمولاً با سوخت دیزل سوخت می شوند، اگرچه می توان از گاز مایع، گاز طبیعی و به ندرت بنزین نیز استفاده کرد.

مهندس حفاری
n: مهندس متخصص در جنبه های فنی حفاری.

سیال حفاری
n: سیال در گردش که یکی از وظایف آن بلند کردن قلمه ها از سوراخ چاه و روی سطح است. همچنین برای خنک کردن بیت و خنثی کردن فشار تشکیل چاله کار می کند.

قلاب حفاری
n: قلاب بزرگی که در پایین بلوک حرکتی نصب شده و چرخ گردان از آن آویزان شده است.

گل حفاری
n: یک مایع ترکیبی خاص که در حین عملیات حفاری چرخشی از طریق سوراخ چاه به گردش در می آید. سیال حفاری، گل را ببینید.

لوله مته
n: لوله بدون درز سنگینی که برای چرخاندن بیت و گردش سیال حفاری استفاده می شود. اتصالات لوله معمولاً تقریباً 30 فوت طول دارند که توسط اتصالات ابزار به هم متصل می شوند.

ساقه مته

n: تمام اعضای مجموعه که برای حفاری چرخشی از چرخاننده تا مته استفاده می شوند، از جمله کیلی، لوله مته و اتصالات ابزار، یقه های مته، تثبیت کننده ها و موارد تخصصی مختلف. رشته مته را مقایسه کنید

تست ساقه مته (DST)

n: روشی برای آزمایش تشکیل. ابزار آزمایش پایه مته شامل یک بسته‌بندی یا بسته‌کننده‌ها، دریچه‌ها یا پورت‌هایی است که ممکن است از سطح باز و بسته شوند و دو یا چند دستگاه ثبت فشار. ابزار روی رشته مته تا ناحیه مورد آزمایش پایین می آید. پکر یا پکرها طوری تنظیم شده اند که منطقه را از ستون سیال حفاری جدا کنند.

کنسول حفاری

n: پانل کنترل، جایی که حفاری عملیات حفاری را کنترل می کند.

خط حفاری

n: یک خط بالابر طناب سیمی که بر روی شیارهای بلوک تاج و بلوک متحرک (در واقع یک بلوک و تکل) قرار می گیرد که هدف اصلی آن بالا بردن یا پایین آوردن لوله حفاری یا پوشش از چاه یا داخل آن است.

حفاری
n: عملیات حین حفاری هنگامی که سیمان از بدنه سوراخ می شود.

رشته حفاری
n: ستون یا رشته لوله مته با اتصالات ابزار متصل شده که سیال و نیروی چرخشی را از کیلی به یقه مته و مته منتقل می کند. اغلب، این اصطلاح به طور ضعیفی برای شامل لوله مته و یقه مته به کار می رود.

بوش درایو
ن: به بوش کلی مراجعه کنید.

زنجیر درایو
n: زنجیری که به وسیله آن ماشین رانده می شود.

واحد درایو در
n: نوعی سرویس قابل حمل یا دکل کاری که به صورت خودکششی با استفاده از نیروی موتورهای بالابر انجام می شود. کابین راننده و فرمان در همان انتهایی که تکیه گاه دکل نصب شده است. بنابراین واحد را می توان مستقیماً به جلو هدایت کرد تا به دهانه چاه برسد.

لوله محرک
n: پوشش هادی را ببینید.

طبل (طناب)
n: سیلندر چرخان با فلنج های جانبی که سیم یا طناب دیگری که در کار ماشین استفاده می شود روی آن پیچیده شده است.

سوراخ خشک
n: هر چاهی که نفت یا گاز در مقادیر تجاری تولید نمی کند. در یک سوراخ خشک ممکن است آب، گاز یا حتی نفت جریان یابد، اما نه به اندازه ای که تولید را توجیه کند.

تکمیل دوگانه
n: چاه واحدی که از دو سازنده مجزا به طور همزمان تولید می کند. تولید از هر منطقه با اجرای دو رشته لوله با بسته‌کننده‌ها در داخل یک رشته محفظه تولید، یا با اجرای یک رشته لوله با یک بسته‌بندی از طریق یک منطقه در حالی که دیگری از طریق حلق تولید می‌شود، جدا می‌شود. در یک تکمیل دوگانه مینیاتوری، دو رشته پوشش مجزا در همان سوراخ چاه اجرا و سیمان می شوند.

بایلر تخلیه
n: دستگاهی با شیر آزاد کردن، معمولاً از نوع دیسکی یا فلپری که برای قرار دادن یا لکه‌دار کردن مواد (مانند دوغاب سیمان) در کف چاه استفاده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.